"یک عاشقانه آرام " نادر ابراهیمی

یک عاشقانه ی آرام

نادر ابراهیمی

انتشارات روزبهان

زیاد اهل خواندن رمان نیستم ولی این کتاب آنقدر زیبا و دلنشین بود که حتی ارزش چندبار خواندن را هم برای من داشت. یک عاشقانه آرام را می توان پرفروش ترین کتاب نادر ابراهیمی و حتی پرفروش ترین کتاب انتشارات روزبهان دانست. در هر صفحه ی این کتاب به یک نوشته ی زیبا برمی خورید که گاهی مجبور می شوید زیر نوشته ها خط بکشید یا  یادداشت کنید. پس حتما موقع خواندن این کتاب کاغذ و قلم را فراموش نکنید.

فقط تنها مشکلی که هست مربوط به سبک نوشتاری نادر ابراهیمی است که ممکنه درک داستان را برای بعضی اشخاص سخت کند.

قسمت هایی از متن کتاب:

-عشق یعنی پویش ناب دائمی. به سراغ خستگان روح نمی آید. خسته دل نباش، محبوب خوب آذری من!

-مگذارید عشق، به عادت دوست داشتن تبدیل شود، که حتی آب دادن گلهای باغچه، به عادت آب دادن گلهای باغچه بدل شود.

-عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست، پیوسته نوکردن خواستنی ست که خود پیوسته، خواهان نو شدن و دیگرگون شدن است.

-عشق، تن به فراموشی نمیسپارد، مگر یک بار برای همیشه. جام بلور، تنها یک بار میشکند. میتوان شکسته اش را، تکه هایش را، نگه داشت. اما شکسته های جام، آن تکه های تیز برنده، دیگر جام نیست.

-عشق به ديگري ضرورت نيست حادثه است

عشق به وطن ضرورت است نه حادثه

عشق به خدا تركيبي است از ضرورت و حادثه

-          - زمان نمی تواند بلور اصل را کدر کند. مگر آنکه پیوسته برق انداختن آن را از یاد برده باشی

-          - عاشق، یاغی ست؛ اما یاغیان بزرگ، اصولی دارند. زیبایی یاغیگری ، فقط در حفظ همان اصول است.

-          - مطمئن باش چیزی به نام "بار آوردن" وجود ندارد، "بار آمدن" وجود دارد، و بار آمدن، محصول اندیشه و اراده ی خود توست نه آنچه به تو منتقل کرده اند.

-          - هر چیز معمولی عادی نیست، عادی نفت انگیز است؛ اما معمولی می تواند عمیق، پاک، روشن، تفکر انگیز، محصول تفکر، با ابعادی از بی زمانی و بی پایانی باشد...

معرفی کتاب "رونوشت بدون اصل" نادر ابراهیمی

کتاب رونوشت بدون اصل مجموعه داستان های کوتاهیست از نادر ابراهیمی که از 7 داستان تشکیل شده است و مانند دیگر کتاب های این نویسنده خواندنیست. این کتاب نیز مانند بیشتر آثار نادر ابراهیمی از طریق انتشارات روزبهان منتشر می شود.

قسمت هایی از متن کتاب:

-من تو را تصویر خواهم کرد
تو را به رنگ،
به نور،
و به آوازهای رنگین تبدیل خواهم کرد.
تو را به گل،
به کوه، و به رودخانه های خروشان تبدیل خواهم کرد.
من از تو دنیا را خواهم ساخت
و برای تو، دنیا را
اگر سخنم را باور نمی کنی
هنوز قدرت دوست داشتن را باور نکرده ای. . .

(از داستان "قصه نقاشی که عاشق شد و معشوق از او خانه ای خواست")

 

- ما از وحشت فراموش کردن دیگران است که عکس آنها را به دیوار می کوبیم یا روی تاقچه می گذاریم؛ یک وفاداری کاذب.   (از داستات گفتگوی من و غریبه صبحگاهی)

 

- سیه بختی انسان هایی که تن به فساد روح می دهند در این است که عقاب مرگ را هرگز بر فراز سرشان ندیده اند؛ حال آنکه ما، در اینجا، تو را در لانه ی عقاب منزل می دهیم.    (کار مرگ)

 

- آنکس که از سلامت روح، صادقانه سخن می گوی، لحظه ای از مرگ را تجربه کرده است و برشی از مرگ را خوراک جان.  (کار مرگ)